السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

183

تحرير الوسيله ( فارسى )

كتاب غصب غصب ، استيلاى عدوانى بر چيزى است كه مربوط به ديگرى مىباشد ؛ چه ( آن چيز ) مال باشد يا حق . و تحقيقاً عقل و نقل - چه از جهت كتاب و چه سنت و چه اجماع - بر حرام بودن غصب ، تطابق دارند . و غصب از فاحش‌ترين ظلم‌ها است كه عقل مستقلًا آن را قبيح مىداند . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله و سلم است : « كسى كه يك وجب از زمين را غصب نمايد خداوند در روز قيامت از هفت زمين ، آن را طوق گردنش قرار مىدهد » . و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله و سلم ديگر است : « كسى كه در يك وجب زمين بر همسايه‌اش خيانت كند خداوند آن را از مرزهاى زمين هفتم طوق گردنش قرار مىدهد تا آن‌كه روز قيامت با همان حالت خدا را ملاقات كند مگر آن‌كه توبه كند و بازگردد » . و در حديث ديگر است : « كسى كه زمينى را به ناحق بگيرد ، مكلّف مىشود كه خاك آن را به محشر حمل نمايد » . و از كلام امير المؤمنين عليه السلام است : « سنگ غصبى در خانه ، گرو خرابى آن مىباشد » . مسأله 1 - چيز غصب شده يا عينى است به همراه منفعت آن ، از يك مالك يا چند مالك و يا عينى است بدون منفعت و يا تنها منفعت است و يا حقى مالى است كه متعلق به عين است ؛ پس اولى مانند غصب خانه از مالك آن و مانند غصب عين استيجارى از موجر و مستأجر آن . و دومى مانند عين استيجارى كه مستأجر آن از مالك آن در مدت اجاره ، غصب نمايد . و سومى مانند عين استيجارى كه موجر آن را بگيرد و از دست مستأجر در بياورد و در مدت اجاره ، بر منفعت آن مستولى شود . و چهارمى مانند استيلا يافتن بر زمين تحجير شده يا عين مرهونه ، نسبت به مرتهن كه در آن داراى حق رهانت است و از اين